تبليغاتX
وبلاگ اهلبيت عليهم السلام

شواهدي از كتب اهل سنت در ارتباط با نافرماني برخي از صحابه

 

اشاره : در پست شماره‌ي 3 از اين مجموعه در بحث از نافرماني عده اي از صحابه در قبال اوامر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله ـ بر خلاف نص صريح آيه‌ي 7 سوره‌ي حشر ـ اشاره اي داشتم كه :

 

... پيامبر از نيت پليد برخي آگاه بود ـ كه امتي را به تباهي خواهند كشيد ـ لذا در آخرين روزهاي عمر شريفش امر كرد با سپاه اسامه از مدينه خارج شوند ...


   حال با توجه به اين مقدمه به پرسش ديگري از دوستم
شاهد در اين زمينه پاسخ مي دهم .

 

شاهد : اگر می نویسید:


( ...پيامبر از نيت پليد برخي آگاه بود ـ كه امتي را به تباهي خواهند كشيد ـ ...)


شواهد و ادله تاریخی را دال بر تایید گفته خود بیاورید و به نقد بنشینید.

 

طلبه : اگر بخواهيم پاسخ اين سوال را از روي ادله و شواهد تاريخي ارائه كنيم يعني بدون در نظر گرفتن اينكه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله با تاييد الهي و از طريق وحي از حوادث آينده و ضمائر افراد و نيرنگ كاريها و نفاق آنها با خبر بود مي توانيم به چند شاهد تاريخي كه حتي به اعتراف اهل سنت ، صحابه در آن مواضع خلاف دستور پيامبر صلي الله عليه و آله عمل كرده اند يا به اوامر و تصميمات آن حضرت اعتراض نموده اند اشاره نمائيم، كه به عنوان نمونه فقط به ذكر سر فصل برخي از آنها بسنده مي كنم كه طالبان حق مي توانند از طريق منابعي كه ذكر ميشود به بحث تفصيلي آنها مراجعه نمايند :

 

1 – صلح حديبيه :

   اعتراضات برخي از اصحاب به پذيرش صلح حديبيه و عدم اطاعت آنان از امر نبي در خارج شدن از احرام؛

اين جريان در كتب تاريخي همچون تاريخ طبري ، ابن اثير ، ابن سعد و نيز در صحيح بخاري كتاب شروط ، باب شروط جهاد ، جلد دوم صفحه 122 و صحيح مسلم ، باب صلح حديبيه ، جلد دوم نقل شده است .

 

2 – تقسيم اموال :

   بخاري در صحيح خود جلد چهارم صفحه‌ي 47 باب ( صبر بر آزارها ) و تفسير آيه‌ي شريفه ( انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب ) به اين جريان اشاره نموده است .

 

3 – فاجعه قلم و كاغذ :

   جزو بارزترين مواردي كه نفاق عده اي از اصحاب كاملا آشكار گرديد جريان روزهاي آخر عمر پيامبر بود كه به جريان قلم و كاغذ مشهور است كه :

   صحيح بخاري در جلد دوم باب قول المريض ، صحيح مسلم جلد پنجم ، صفحه 75 در آخر كتاب الوصية و مسند امام احمد در جلد يك صفحه 355 و جلد 5 صفحه 116 و تاريخ طبري در جلد سوم صفحه 193 و تاريخ ابن اثير در جلد دوم صفحه 302 به آن پرداخته است.

   پيامبر بعد از اين فاجعه دستور تشكيل سپاه اسامة را داد كه باز اصحاب دست به نافرماني زدند كه مي توانيد براي آشنايي با اين جريان تاريخي و آگاهي از منابع آن در كتب اهل سنت به پست قبلي ( پست نهم ) مراجعه نماييد .

 

الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية علي بن ابيطالب عليهماالسلام

نوشته شده توسط طلبه|شنبه بیست و نهم تیر 1387|1 بعد از ظهر |

شواهدي از كتب اهل سنت در ارتباط با جريان سپاه اسامة


اهلبيت عليهم السلام

 

اشاره : در پست سوم از اين مجموعه بعنوان شاهدي بر نافرماني عده‌اي از اصحاب در قبال دستورات پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله ، به جريان سپاه اسامة در روزهاي آخر عمر شريف آنحضرت اشاره‌اي داشتم لذا در اين پست ، بنا به پرسش دوست گرامي ( شاهد ) ، در اين رابطه به چند مدرك از كتب اهل سنت در مورد صحت اين جريان اشاره مي كنم ، اميد آنكه مورد قبول حضرت بقية الله الاعظم ، امام زمان ، ارواحنافداه ، واقع گردد :

 

شاهد : اگر می نویسید:

( وقتي در آخرين روزهاي عمر شريفش امر كرد با سپاه اسامه از مدينه خارج شويد ... چرا آنچه پيامبر به آن امر كرد كه طبق آيه فوق الذكر ( آيه‌ي 7 سوره‌ي حشر ) بايستي مي پذيرفتند قبول نكردند و بهانه تراشي كردند ؟!... )

از عامه و خاصه نظرات موافق و مخالف آن را ذکر کرده غث را از ثمین جدا سازید.

 

طلبه :

   خلاصه‌ي جريان سپاه اسامة اين است كه :

   آنحضرت قبل از وفاتش سپاهي از سربازان براي جنگ با روميان آماده ساخت و فرماندهي آنرا به اسامة بن زيد سپرد كه سنش 18 سال بود و در ميان سربازان ، چند تن از شخصيتهاي مهاجرين و انصار مانند ابوبكر و عمر و ابوعبيده و ديگر بزرگان اصحاب را ، بسيج نمود .

   برخي در فرماندهي اسامة تشكيك كردند و گفتند : چگونه يك جوان بر ما رياست كند در حالي كه هنوز موي صورتش سبز نشده است .

   آنحضرت در حال بيماري براي مردم سخن گفت و آنها را به حضور در سپاه اسامة تشويق نمود ولي كار به جايي نبرد و در نهايت در منطقه‌اي به نام جرف چادر زدند كه اين كار را هم نمي خواستند بكنند .

 

   از نظر شيعه يكي از انگيزه‌هاي سياسي تشكيل اين سپاه و به تبع آن خارج ساختن عده‌ي كثيري از مهاجرين و انصار به همراه اين سپاه از مدينه اين بود كه در ساعات اوليه‌ي وفات پيامبر صلي الله عليه و آله كه عده‌اي قصد توطئه و كارشكني در امر خلافت را داشتند و حتي منتظر نمي ماندند تا كفن و دفن آنحضرت به پايان برسد ، با اين لشكر از مدينه خارج شده و دست به توطئه نزنند .

   از نظر مورخين و محدثين شيعه اين مسأله‌ي تاريخي مورد اتفاق است كه در اينجا به سه شاهد از كتب اهل سنت اشاره مي كنم :

 

1 – طبقات ابن سعد ، جلد دوم ، صفحه‌ي 190

2 – تاريخ ابن اثير ، جلد ذوم ، صفحه‌ي 317

3 – تاريخ طبري ، جلد سوم ، صفحه‌ي 226


ادامه‌ در پست دهم إن شاء الله

نوشته شده توسط طلبه|دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387|3 بعد از ظهر |

شواهدي از كتب اهل سنت در ارتباط با جريان دعوت عشيرة

 

حلول ماه پر خیر و برکت رجب ماه استغفار و بندگی مبارک باد.


صلوات - عكس

 

   در پست شماره سوم ، از اين مجموعه در اثبات امر وصايت و ولايت مولاي متقيان اميرمؤمنان علي عليه السلام به جريان دعوت عشيرة ( انذار قوم و خويشان نزديك پيامبر ) اشاره كردم كه طبق آن مسأله‌ي تاريخي ، شيعه مدعي است : از همان سالهاي اول رسالت پيامبر صلي الله عليه و آله ، آنحضرت به طرق مختلف وصايت و جانشيني علي عليه السلام را مطرح نموده كه از جمله آنها دعوت پيامبر از خاندان نزديك خود به دين اسلام بعد از گذشت سه سال از آغاز رسالت در منزل آنحضرت ميباشد كه پيرو نزول آيه 214 سوره شعراء كه ميفرمايد : قوم و خويشان نزديكت را انذار فرما ؛ پيامبر توسط علي عليه السلام خاندان نزديكش را به منزلش دعوت نمود و در آنجا بعد از اعلان رسالت ـ بنا به تفصيلي كه در كتب تاريخي آمده است ـ در پايان مجلس ، علي عليه السلام را به عنوان برادر ، وصي و خليفه خود در ميان آنان معرفي نمود ؛ در اين پست پيرو پستهاي قبلي كه به شواهدي از كتب اهل سنت طبق درخواست دوستم شاهد پرداخته ام ، به بررسي اسناد و شواهد اين جريان تاريخي از منابع اهل تسنن مي‌پردازم  ، اميد آنكه مورد عنايت حضرت رحمة للعالمين ، پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم واقع گردد :

 

   عده زيادي از حافظان آثار نبوت اين حديث را نقل نموده اند مانند :


1 - ابن اسحاق ؛ ابن جرير ؛ ابن ابي حاتم ؛ ابن مردويه ؛ ابونعيم ؛

2 - بيهقي در كتاب ( سنن ) و در كتاب ( دلايل ) ؛

3 - ثعلبي و طبري در تفسير سوره‌ي شعراء ؛ در دو تفسير كبير خودشان ؛

4 - مجددا طبري در جزء دوم كتاب الامم و الملوك صفحه 217 از طرق مختلف ؛

5 - ابن اثير در جزء دوم ( كامل ) صفحه‌ي 22 ؛

6 - ابوالفداء در جزء اول كتاب تاريخش ، صفحه‌ي 116 ؛

7 - امام ابوجعفر اسكافي معتزلي در ( نقض العثمانية ) ، ضمن تصريح به صحت روايت ؛

8 - حلبي در كتاب سيره‌ي خود ، باب مخفي بودن جلسات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و اصحابش در خانه‌ي ارقم آن را نقل نموده است .

9 - طحاوي ، ضياء مقدسي ، در ( المختارة ) ؛

10 - سعيد بن منصور در ( السنن ) ؛

11 - احمد بن حنبل ، در صفحه‌ي 111 و 159 جزء اول از ( مسند ) ؛ البته ايشان در اوائل صفحه‌ي 331 جزء اول مسندش باز حديث پرارزشي را از ابن عباس آورده كه متضمن اين نص است و در اين حديث ابن عباس ، ده امتياز براي علي عليه السلام نسبت به ديگران شمرده است .

    از ذكر ساير شواهد در ارتباط با اين حديث خودداري مي كنم.

 

خداوندا به روان پاك پيامبر خاتمت و خاندان طاهرينش ، بهترين درودها و سلامها و صلواتت را عنايت فرما


ادامه‌ي بحث ( شواهدي از كتب اهل سنت ) إن شاء الله در پست بعدي

نوشته شده توسط طلبه|دوشنبه هفدهم تیر 1387|3 بعد از ظهر |

شواهدي از اهل سنت در ارتباط با آيه اكمال

 

پيرو پست قبلي ( شماره ششم ) كه بنا به درخواست دوستم ، شاهد ، اسنادي در ارتباط با آيه ابلاغ از كتب اهل سنت ، مبني بر دلالت آيه‌ي مذكور بر ولايت مولاي متقيان علي عليه السلام ارائه دادم ، طبق وعده‌ي قبلي، در اين پست به بررسي آيه اكمال مي پردازم ؛ اميد آنكه اين مختصر مورد قبول مولايم امام علي عليه السلام واقع گردد .

 

   شاهد : اگر می فرمایید آن آیات سوره مائده درباره‌ي غدیر خم نازل شده است، از عامه و خاصه منبع بیاورید ...

 

   طلبه : در اين مجال صرفا به ذكر چند شاهد از منابع اهل سنت اكتفاء مي‌كنم و از ارائه توضيحات با توجه به اينكه در پستهاي قبلي بحث اجمالي در اين رابطه صورت گرفته ، خودداري مي كنم ؛

 


مطلب اول )

آيه‌ي 3 سوره‌ي مائده : ( آيه اكمال )

امروز كساني كه كفر ورزيدند از دين شما مايوس شدند پس از آنان نترسيد و از من بترسيد؛

امروز دينم را بر شما كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم ؛

و براي شما اسلام را به عنوان دين برگزيدم

 

 

مرحوم علامه اميني ـ اعلي الله مقامه الشريف ـ در كتاب شريف الغدير ، در بحث از اين آيه به حدود بيش از پانزده مدرك از كتب اهل سنت اشاره نموده كه اين آيه در ارتباط با ولايت امير المؤمنين علي عليه السلام و در روز غدير نازل شده است ؛

   بنده دو مورد از آن شواهد را خدمتتان تقديم مي كنم :

 

1 – محمد بن جرير طبري ـ در كتاب الولاية

2 – جلال الدين السيوطي ـ در كتابهاي الدر المنثور ، ج 2 صفحه 259 و الاتقان ، ج 1 صفحه 31

 

مطلب دوم )


   در پستهاي قبلي اشاره‌اي داشتم كه چندين آيه از قرآن بنا به اتفاق شيعه و سني در ارتباط با علي عليه‌السلام نازل شده كه ابن‌عساكر در ، فصل سوم ، باب نهم ، از كتاب
صواعق صفحه 76 به نقل از ابن عباس گفته است :

در باره‌ي علي ـ عليه السلام ـ سيصد آيه‌ي قرآن نازل شده است .

 

   همانطور كه مشاهده مي‌فرماييد با اينكه نام صريح ائمه در قرآن (بنا به دلايلي كه در شماره‌هاي قبلي اين مجموعه خدمتتان عرض شد) برده نشده لكن طبق بيان خود اهل سنت چندين آيه‌ي قرآن در باره‌ي ائمه و واليان دين و جانشينان بلافصل رسول اكرم صلي الله عليه و آله ميباشد از جمله :

 

آيه‌ي 207 سوره‌ي بقره : ( آيه‌ي ليلة المبيت )

بعضي از مردم جان خود را به خشنودي خدا مي فروشند و خدا نسبت به بندگانش  مهربان است.

 

   اين آيه درباره‌ي فداكاري علي عليه السلام در شب هجرت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به مدينه ميباشد كه آنحضرت در بستر پيامبر خوابيدند كه به ليلة المبيت مشهور است :

 

   در كتاب مستدرك ، جزء سوم ، صفحه‌ي 4 ، نويسنده‌ي كتاب ـ حاكم ـ به نقل از ابن عباس آورده است كه علي جان خويش را به معرض فروش درآورد و لباس پيامبر صلي الله عليه و آله را به تن پوشيد.

   حاكم تصريح به صحت اين حديث مي كند و ذهبي در كتاب تلخيص مستدرك به صحت آن اعتراف كرده است .

   اين آيه را به عنوان قطره‌اي از دريا در ادامه‌ي سخن ابن عباس مطرح كردم هر چند كه محل بحث ما نبود.

إن شاء الله در پست بعدي ، به ارائه مدارك ديگري از منابع اهل سنت خواهم پرداخت.

 

آلبوم عکسها و فیلمهای مذهبی وبلاگ اهلبیت علیهم السلام با عنایات خاصه حضرت ولی عصر ارواحنافداه راه اندازی شد . برای انتقال به این آلبوم روی لینک زیر کلیک نمایید .

http://photog.blogfa.com

نوشته شده توسط طلبه|یکشنبه نهم تیر 1387|7 بعد از ظهر |

شواهدي از اهل سنت در ارتباط با آيه ابلاغ

 حضرت زهراء سلام الله عليها - عكس

 

السلام عليك ايتها الصديقة الطاهرة يا فاطمة الزهراء

ميلاد با سعادت ام ابيها ، انسيه‌ي حوراء ، ام الحسن و الحسين عليهم السلام

را به محضر نوراني حضرت ولي عصر امام زمان ارواحنافداه

و همه‌ي شيعيان و محبين خاندان عصمت و طهارت

بويژه همراهان صميمي وبلاگ اهلبيت عليهم السلام

تبريك و تهنيت عرض مي‌كنم

 

 

   طبق وعده‌اي كه از قبل به شما داده بودم ، در اين پست و پستهاي آتي إن شاء الله به برخي از مدارك آيات و روايات مرتبط با مساله‌ي امامت و ولايت مولا امير المؤمنين علي عليه السلام از كتب برادران اهل تسنن اشاره خواهم نمود اميد آنكه اين مختصر مورد قبول بي‌بي دو عالم حضرت فاطمه‌ي زهرا سلام الله عليها واقع گردد :

 

از دوستان همراه وبلاگ اهلبیت علیهم السلام خواهشمندم قبل از مطالعه این پست ـ برای اینکه کاملا در جریان موضوع قرار گیرند ـ به پنج پست قبلی مراجعه نمایند.

 

شاهد : اگر می فرمایید آن آیات سوره مائده درباره‌ي غدیر خم نازل شده است، از عامه و خاصه منبع بیاورید...

 

طلبه : ضمن تشكر از دوستان خوبم ، خصوصا برادر گرامي آقاي شاهد ، كه در اين مدت حوصله فرموده و پستهاي بنده را مطالعه نمودند ، در اين مختصر به چند سند اشاره مي‌كنم و از دادن توضيحات بيشتر در رابطه با آن خودداري مي كنم ، چون معتقدم توضيحات وافي در پنج پست قبلي خدمتتان تقديم شده است كه دوستان مي توانند به آنها مراجعه نمايند .

 

آيه‌ي 67 از سوره‌ي مائده : ( آيه ابلاغ )

اي پيامبر ! آنچه از پروردگارت بر تو نازل مي شود ( به مردم ) ابلاغ كن و اگر اين كار را انجام ندهي رسالت او را نرساندي و خداوند تو را از ( گزند ) مردم نگاه مي دارد.


   مرحوم علامه اميني ـ اعلي الله مقامه الشريف ـ در كتاب شريف الغدير ، در بحث از اين آيه به حدود بيش از سي مدرك از كتب اهل سنت اشاره نموده كه بنده سه مورد از آن را خدمتتان تقديم مي كنم :


1 – محمد بن جرير طبري ( متوفي سال 310 قمري ) در كتاب الولاية

2 – ابوعبدالله فخرالدين الرازي الشافعي ( متوفي سال 606 قمري ) در كتاب تفسير خود به نام ( تفسير كبير ) جلد سوم صفحه 636

3 – جلال الدين السيوطي ( متوفي 911 قمري ) در كتاب تفسير خود به نام ( الدرالمنثور ) جلد دوم صفحه 298

 

   از نظر شيعه اين آيه در مورد ولايت علي عليه السلام در روز غدير خم نازل شده و اخبار ما از ناحيه‌ي ائمه عترت عليهم السلام متواتر است اما از طريق اهل سنت علاوه بر مداركي كه به سه مورد از آن از كتاب الغدير اشاره شد به چند سند ديگر اشاره مي كنم :

4 - امام واحدي ، در تفسير اين آيه در كتاب ( اسباب النزول ) صفحه 150 از دو طريق معتبر آنرا نقل نموده است.

5 - ابونعيم در كتاب ( نزول الآيات ) با دو سند اين مطلب را نقل نموده است كه يكي از آن دو ابوسعيد و ديگري ابورافع است .

6 – امام ابراهيم بن محمد حمويني شافعي در كتابش ( الفرائد ) نيز آن را از طرق متعدد از ابوهريره نقل نموده است .

7 – امام ابواسحاق ثعلبي در معني اين آيه در تفسير كبير خود با دو سند معتبر آن را آورده است .

 

در پست هفتم ، إن شاء الله ، به اسناد ديگري اشاره خواهم نمود.

نوشته شده توسط طلبه|سه شنبه چهارم تیر 1387|7 بعد از ظهر |